achtlos
بیتوجه، بیملاحظه، سهلانگارانه
Bedeutungen
1
بدون دقت، توجه یا ملاحظه کافی؛ سهلانگارانه و بیدقت.
- Er warf seine Zigarettenstummel achtlos auf den Boden.او تهسیگارهایش را بیملاحظه روی زمین انداخت.
- Die achtlose Fahrweise des jungen Mannes verursachte einen Unfall.رانندگی سهلانگارانه آن مرد جوان باعث تصادف شد.
- Sie beantwortete die Frage achtlos, ohne nachzudenken.او بیتوجه به سوال پاسخ داد، بدون اینکه فکر کند.