achttäglich
هشت روز یکبار
Bedeutungen
1
رویدادی که هر هشت روز یک بار اتفاق میافتد یا تکرار میشود.
- Der achttägliche Wechsel des Filters ist notwendig.تعویض هشت روز یکبار فیلتر ضروری است.
- Sie plant eine achttägliche Reise durch die Berge.او یک سفر هشت روز یکبار در کوهستان را برنامه ریزی میکند.
- Die achttägliche Wartung der Anlage verhindert Ausfälle.نگهداری هشت روز یکبار تأسیسات از خرابیها جلوگیری میکند.