achtwöchig
هشت هفتهای، هشت هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن هشت هفته است یا هشت هفته طول میکشد.
- Die achtwöchige Ausbildung zum Tauchlehrer war sehr anspruchsvoll.آموزش هشت هفتهای مربی غواصی بسیار چالش برانگیز بود.
- Wir haben eine achtwöchige Weltreise gebucht.ما یک سفر هشت هفتهای به دور دنیا رزرو کردهایم.
- Das Projekt wird voraussichtlich eine achtwöchige Dauer haben.پیشبینی میشود این پروژه هشت هفته طول بکشد.