ackern
شخم زدن، زحمت کشیدن، سخت کار کردن
Beispiele
- Im März sieht man überall die Bauern ''ackern.در ماه مارس، کشاورزان را در همه جا در حال شخم زدن میبینید.
- Um aus dieser Wildnis einen Garten zu machen, mussten wir ganz schön ''ackern.برای اینکه از این بیابان یک باغ بسازیم، مجبور بودیم خیلی سخت کار کنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
زمین را شخم زدن، زراعت کردن
- Der Bauer ackert sein Feld im Frühling.کشاورز زمینش را در بهار شخم میزند.
- Früher mussten die Menschen viel mehr ackern, um zu überleben.در گذشته مردم برای بقا باید خیلی بیشتر زراعت میکردند.
2
بدون مفعول
بسیار سخت کار کردن، زحمت کشیدن (استعاری)
- Er ackert jeden Tag im Büro, um seine Ziele zu erreichen.او هر روز در اداره سخت کار میکند تا به اهدافش برسد.
- Wir müssen jetzt richtig ackern, damit das Projekt pünktlich fertig wird.ما باید الان واقعاً سخت کار کنیم تا پروژه به موقع تمام شود.