ackern

Aussprache: /ˈakɐn/
Wortzerlegung: ackern
فعل

شخم زدن، زحمت کشیدن، سخت کار کردن

Beispiele

  • Im März sieht man überall die Bauern ''ackern.در ماه مارس، کشاورزان را در همه جا در حال شخم زدن می‌بینید.
  • Um aus dieser Wildnis einen Garten zu machen, mussten wir ganz schön ''ackern.برای اینکه از این بیابان یک باغ بسازیم، مجبور بودیم خیلی سخت کار کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

زمین را شخم زدن، زراعت کردن

  • Der Bauer ackert sein Feld im Frühling.کشاورز زمینش را در بهار شخم می‌زند.
  • Früher mussten die Menschen viel mehr ackern, um zu überleben.در گذشته مردم برای بقا باید خیلی بیشتر زراعت می‌کردند.
2 بدون مفعول

بسیار سخت کار کردن، زحمت کشیدن (استعاری)

  • Er ackert jeden Tag im Büro, um seine Ziele zu erreichen.او هر روز در اداره سخت کار می‌کند تا به اهدافش برسد.
  • Wir müssen jetzt richtig ackern, damit das Projekt pünktlich fertig wird.ما باید الان واقعاً سخت کار کنیم تا پروژه به موقع تمام شود.