adäquat
مناسب، درخور، متناسب، منطبق، کافی
Bedeutungen
1
کاملاً مناسب، کافی و درخور موقعیت یا نیاز.
- Wir brauchen eine adäquate Lösung für dieses Problem.ما به یک راهحل مناسب برای این مشکل نیاز داریم.
- Die Bezahlung war nicht adäquat für die geleistete Arbeit.حقوق برای کار انجام شده کافی نبود.
- Er hat eine adäquate Antwort auf die Frage gegeben.او پاسخ مناسبی به سوال داد.
2
مطابق و هماندازه با چیزی؛ متناسب.
- Die Größe des Raumes ist adäquat für die geplante Veranstaltung.اندازه اتاق برای رویداد برنامهریزی شده مناسب است.
- Seine Fähigkeiten sind adäquat für die neue Position.مهارتهای او برای موقعیت جدید کافی است.
- Ist diese Ausrüstung adäquat für den harten Einsatz?آیا این تجهیزات برای استفاده سخت کافی هستند؟