dazuaddieren

Aussprache: /daˈt͡suːʔaˌdiːʁən/
Worttrennung: da·zu·ad·die·ren
فعل

به عددی اضافه کردن (محاسباتی)، به حساب آوردن، اضافه کردن

Beispiele

  • Viele Piloten hatten die unzureichende Grundlage für die Festlegung des Grenzwerts kritisiert. […] Man habe konservative Werte zugrunde gelegt und einen Sicherheitspuffer ''dazuaddiert.بسیاری از خلبانان مبنای ناکافی برای تعیین حد بحرانی را مورد انتقاد قرار داده بودند. [...] گفته شد که مقادیر محافظه‌کارانه مبنا قرار گرفته و یک حاشیه امن به آن اضافه شده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به یک چیز از قبل ذکر شده یا ضمنی اضافه کردن

  • Die Kosten für den Versand müssen Sie noch dazuaddieren.شما باید هزینه‌های ارسال را نیز به آن اضافه کنید.
  • Wenn wir die Trinkgelder dazuaddieren, ist der Gesamtbetrag höher.اگر انعام‌ها را به آن اضافه کنیم، مبلغ کل بیشتر می‌شود.
2 Akkusativ

یک شخص یا گروه دیگر را به یک گروه موجود اضافه کردن

  • Wir können noch zwei weitere Gäste dazuaddieren.ما می‌توانیم دو مهمان دیگر را به آن اضافه کنیم.
  • Die neuen Mitglieder wurden der Gruppe dazuaddiert.اعضای جدید به گروه اضافه شدند.