فعل
به مقام اشرافی رساندن، نجیب کردن، ارزشمند کردن
معانی و تعاریف adeln:
- اشرافیت بخشیدن، نجیب کردن (کسی را)
جملات نمونه برای adeln:
Sie wurde gestern ''geadelt!''
او دیروز به مقام اشرافی رسید!
„Ich kann an einem Tag tausend ''adeln'' und zu Rittern machen. Aber so mächtig bin ich nicht, dass ich in tausend Jahren einen Gelehrten machen könnte.“ (Zitat von: Kaiser Sigismund von Luxemburg)
«من میتوانم در یک روز هزار نفر را به مقام اشرافی برسانم و شوالیه کنم. اما آنقدر قدرتمند نیستم که بتوانم در هزار سال یک دانشمند بسازم.»
Dieses Verhalten ''adelt'' ihn.
این رفتار او را ارزشمند (نجیب) میکند.