administrierten
اداره شده، مدیریت شده (حالت وصفی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی و سازمانی: مدیریت و سرپرستی امور یک سازمان، نهاد، یا قلمرو؛ اداره کردن وظایف و مسئولیتهای پیچیده.
- Der neue Geschäftsführer wurde beauftragt, das Unternehmen durch die wirtschaftlich schwierige Phase zu administrieren.مدیر عامل جدید مأمور شد تا شرکت را در دوره دشوار اقتصادی اداره کند.
- Die UNO hat die Aufgabe, humanitäre Hilfsgüter in den Krisengebieten zu administrieren und zu verteilen.سازمان ملل متحد وظیفه دارد تا کمکهای بشردوستانه را در مناطق بحرانزده مدیریت و توزیع کند.
2
Akkusativ
به طور پزشکی و دارویی: تجویز و رساندن دارو یا درمان به بیمار؛ به کار بردن یک ماده درمانی.
- Der Arzt verordnete, das Medikament dreimal täglich zu administrieren, um die Entzündung zu bekämpfen.پزشک دستور داد که دارو سه بار در روز برای مبارزه با التهاب تجویز و مصرف شود.
- Die korrekte Art, das Impfserum zu administrieren, ist entscheidend für seine Wirksamkeit.روش صحیح تجویز سرم واکسن برای اثربخشی آن حیاتی است.