adoptiren

Aussprache: /adoˈptiːʁən/
Wortzerlegung: ad·op·ti·ren
Wort

به فرزندی پذیرفتن، اتخاذ کردن (شکل قدیمی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای پذیرفتن رسمی یک کودک به عنوان فرزند خود، یا اتخاذ و پذیرفتن یک رویه، سبک، عقیده یا ایده جدید به طور رسمی و جدی.

  • Das Paar entschied sich, ein Kind aus dem Waisenhaus zu adoptieren, um ihrer Familie Glück zu bringen.این زوج تصمیم گرفتند کودکی را از پرورشگاه به فرزندی بپذیرند تا خوشبختی را به خانواده خود بیاورند.
  • Die Regierung musste eine neue Strategie adoptieren, um die wirtschaftliche Krise zu bewältigen.دولت مجبور شد یک استراتژی جدید را برای مقابله با بحران اقتصادی اتخاذ کند.