adult
بالغ، بزرگسال
Bedeutungen
1
رسیده از نظر جسمی و ذهنی؛ دارای سن قانونی یا سن بلوغ.
- Er ist jetzt alt genug, um als adult zu gelten.او اکنون به اندازه کافی بزرگ است که بالغ محسوب شود.
- Das Gesetz unterscheidet zwischen minderjährigen und adulten Tätern.قانون بین مجرمان صغیر و بالغ تمایز قائل میشود.
- Sie verhält sich wie eine erwachsene Person, obwohl sie noch jung ist.او مانند یک فرد بالغ رفتار میکند، اگرچه هنوز جوان است.
2
مناسب برای بزرگسالان؛ با محتوای بزرگسالانه.
- Dieser Film ist nur für ein adultes Publikum freigegeben.این فیلم فقط برای مخاطبان بزرگسال مجاز است.
- Die Diskussion wurde sehr sachlich und adult geführt.بحث بسیار عینی و بالغانه پیش رفت.
- Er hat eine sehr adult-e Einstellung zum Leben.او نگرش بسیار بالغانه ای به زندگی دارد.