agitieren
تبلیغ کردن (برای یک ایده)، تحریک کردن
Beispiele
- Chávez ''agitiert'' aber ausdrücklich nicht dafür, von der „Ölwaffe“ Gebrauch zu machen.با این حال، چاوز صراحتاً تبلیغ نمیکند که از «سلاح نفت» استفاده شود.
Bedeutungen
1
für/gegen + Akkusativ
تحریک کردن، تهییج کردن (مردم را برای یک هدف سیاسی یا اجتماعی)؛ تبلیغ کردن
- Die Gruppe agitiert gegen die neue Gesetzgebung.این گروه علیه قانونگذاری جدید تبلیغ میکند/تحریک میکند.
- Er agitiert seit Jahren für mehr Umweltschutz.او سالهاست که برای حفاظت بیشتر از محیط زیست تبلیغ میکند.