agitieren

Aussprache: /aɡiˈtiːʁən/
Wortzerlegung: agi·tie·ren
فعل

تبلیغ کردن (برای یک ایده)، تحریک کردن

Beispiele

  • Chávez ''agitiert'' aber ausdrücklich nicht dafür, von der „Ölwaffe“ Gebrauch zu machen.با این حال، چاوز صراحتاً تبلیغ نمی‌کند که از «سلاح نفت» استفاده شود.

Bedeutungen

1 für/gegen + Akkusativ

تحریک کردن، تهییج کردن (مردم را برای یک هدف سیاسی یا اجتماعی)؛ تبلیغ کردن

  • Die Gruppe agitiert gegen die neue Gesetzgebung.این گروه علیه قانون‌گذاری جدید تبلیغ می‌کند/تحریک می‌کند.
  • Er agitiert seit Jahren für mehr Umweltschutz.او سال‌هاست که برای حفاظت بیشتر از محیط زیست تبلیغ می‌کند.