agrobiologisch

Aussprache: /aɡrobi̯oˈloːɡɪʃ/
Worttrennung: agro·bio·lo·gisch
صفت

کشاورزی زیستی، مربوط به کشاورزی زیستی

Bedeutungen

1

مربوط به جنبه‌های زیست‌شناختی در کشاورزی، مانند استفاده از میکروارگانیسم‌ها یا فرآیندهای طبیعی.

  • Die Forschung konzentriert sich auf agrobiologische Methoden zur Schädlingsbekämpfung.این تحقیق بر روش‌های کشاورزی زیستی برای کنترل آفات تمرکز دارد.
  • Agrobiologische Dünger sind umweltfreundlicher als chemische.کودهای کشاورزی زیستی نسبت به کودهای شیمیایی سازگارتر با محیط زیست هستند.
  • Er hat einen Abschluss in agrobiologischer Wissenschaft.او مدرک علمی در علوم کشاورزی زیستی دارد.