vorausahnen
از قبل پیشبینی کردن، از قبل حدس زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas vorausahnen)
وقوع اتفاقی را قبل از وقوع آن به صورت شهودی حس کردن، پیشبینی کردن یا حدس زدن.
- Sie ahnte voraus, dass etwas Schlimmes passieren würde.او پیشبینی میکرد که اتفاق بدی خواهد افتاد.
- Er konnte vorausahnen, dass die Reise schwierig werden würde.او میتوانست حدس بزند که سفر دشوار خواهد بود.