airbrushen

Aussprache: /ˈɛːɐ̯ˌbʁaʃn̩/
Wortzerlegung: air·brus·hen
فعل

با ایربراش رنگ‌آمیزی کردن

Beispiele

  • Wenn man zum ersten Mal ''airbrusht'' oder gerade anfängt das Airbrushen zu lernen, sollte man erst ein bisschen auf einem Schmierpapier herumprobieren.وقتی برای اولین بار «ایربراش» می‌کنید یا تازه شروع به یادگیری آن کرده‌اید، باید ابتدا کمی روی کاغذ باطله تمرین کنید.
  • Danach wollten wir dir eigentlich noch was aufs Auto ''airbrushen'' lassen, so als kleines Dankeschön.بعد از آن می‌خواستیم در واقع چیزی روی ماشینت «ایربراش» کنیم، به عنوان یک تشکر کوچک.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از قلم‌مو بادی (ایربراش) رنگ‌آمیزی یا اصلاح کردن، به ویژه در عکاسی یا هنر

  • Das Foto wurde stark geairbrusht, um Makel zu entfernen.عکس به شدت ایربراش شد تا عیوب آن برطرف شود.
  • Sie kann Gesichter sehr realistisch airbrushen.او می‌تواند چهره‌ها را بسیار واقع‌گرایانه ایربراش کند.