akkreditieren
اعتباربخشیدن، تأیید کردن، صلاحیت دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas akkreditieren)
(دیپلماسی) اعتبارنامه دادن؛ رسمی کردن مقام یک سفیر یا نماینده توسط دولت میزبان.
- Der neue Botschafter wurde vom Präsidenten akkreditiert.سفیر جدید توسط رئیس جمهور اعتبارنامه گرفت.
- Die Regierung hat die Akkreditierung des Journalisten verweigert.دولت معرفینامه روزنامهنگار را رد کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas akkreditieren)
(اقتصاد، آموزش) اعتبار دادن؛ تأیید صلاحیت کردن؛ یک موسسه، سازمان یا برنامه درسی را به رسمیت شناختن و تأیید کردن.
- Die Universität wurde von der zuständigen Behörde akkreditiert.دانشگاه توسط مرجع ذیصلاح تأیید صلاحیت شد.
- Dieses Zertifikat wird von vielen Unternehmen akkreditiert.این گواهینامه توسط بسیاری از شرکتها معتبر شناخته میشود.