akkreszieren
به ارث رسیدن، تعلق گرفتن
Beispiele
- Die Apanagen ''akkreszieren'' dem regierenden Herrn, wenn nicht besondere Pacta vorhanden sind, nach welchen sie den übrigen Nachgeborenen zufallen.حقوق سلطنتی به ارباب حاکم تعلق میگیرد، مگر اینکه پیمانهای خاصی وجود داشته باشد که طبق آن این حقوق به سایر فرزندان برسد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
افزایش یافتن یا رشد کردن از طریق انباشتگی یا پیوستن تدریجی مواد (معمولاً در علوم طبیعی، زمینشناسی یا نجوم)
- Staubpartikel akkreszieren zu größeren Objekten im Weltraum.ذرات غبار در فضا به اجرام بزرگتر تبدیل میشوند (از طریق انباشتگی).
- Die Kontinente akkreszierten über Jahrmillionen.قارهها در طول میلیونها سال رشد کردند (از طریق انباشتگی).