aktionsfähig

Aussprache: /akˈtsi̯oːnsˌfɛːɪç/
Worttrennung: ak·ti·ons·fä·hig
صفت

قادر به اقدام، فعال

Bedeutungen

1

آماده و قادر به انجام عمل یا واکنش؛ فعال بودن و توانایی انجام کار.

  • Die Rettungskräfte sind jederzeit aktionsfähig.نیروهای امدادی در هر زمان آماده اقدام هستند.
  • Nach der Reparatur ist die Maschine wieder voll aktionsfähig.پس از تعمیر، دستگاه دوباره کاملاً فعال و آماده کار است.
  • Wir müssen sicherstellen, dass unsere Systeme immer aktionsfähig bleiben.ما باید اطمینان حاصل کنیم که سیستم‌های ما همیشه فعال و آماده به کار باقی می‌مانند.