akzeptieren

Aussprache: /akt͡sɛpˈtiːʁən/
Wortzerlegung: ak·zep·tie·ren
فعل

پذیرفتن، قبول کردن

Beispiele

  • Der Vorschlag wurde von allen ''akzeptiert.این پیشنهاد توسط همه پذیرفته شد.
  • Russland attackiert die Ukraine - dabei geht es im Kern darum, dass Moskau die Unabhängigkeit Kiews nicht ''akzeptiert.روسیه به اوکراین حمله می‌کند - در اینجا مسئله اصلی این است که مسکو استقلال کی‌یف را نمی‌پذیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را قبول کردن، موافقت کردن یا آن را صحیح دانستن

  • Ich akzeptiere deine Entschuldigung.من عذرخواهی تو را می‌پذیرم.
  • Er muss die Entscheidung akzeptieren.او باید این تصمیم را بپذیرد.
2 Akkusativ

چیزی را بدون اعتراض یا مقاومت پذیرفتن، با آن کنار آمدن

  • Man muss die Realität akzeptieren.باید واقعیت را پذیرفت.
  • Er akzeptiert keine Ausreden.او هیچ بهانه‌ای را نمی‌پذیرد.