akzeptieren
پذیرفتن، قبول کردن
Beispiele
- Der Vorschlag wurde von allen ''akzeptiert.این پیشنهاد توسط همه پذیرفته شد.
- Russland attackiert die Ukraine - dabei geht es im Kern darum, dass Moskau die Unabhängigkeit Kiews nicht ''akzeptiert.روسیه به اوکراین حمله میکند - در اینجا مسئله اصلی این است که مسکو استقلال کییف را نمیپذیرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را قبول کردن، موافقت کردن یا آن را صحیح دانستن
- Ich akzeptiere deine Entschuldigung.من عذرخواهی تو را میپذیرم.
- Er muss die Entscheidung akzeptieren.او باید این تصمیم را بپذیرد.
2
Akkusativ
چیزی را بدون اعتراض یا مقاومت پذیرفتن، با آن کنار آمدن
- Man muss die Realität akzeptieren.باید واقعیت را پذیرفت.
- Er akzeptiert keine Ausreden.او هیچ بهانهای را نمیپذیرد.