herumalbern

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌalbɐn/
Worttrennung: her·u·m·al·bern
فعل

وقت تلف کردن، شوخی کردن، مسخره بازی درآوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت بی‌هدف، شوخ‌طبعانه و اغلب با صدای بلند وقت گذراندن؛ مسخره‌بازی کردن، لودگی کردن، یا کارهای بی‌معنی انجام دادن.

  • Die Kinder alberten im Schulhof herum.بچه‌ها در حیاط مدرسه مشغول مسخره‌بازی بودند.
  • Hör auf, herumzualbern und mach deine Arbeit!بس کن، اینقدر شوخی نکن و کارت را انجام بده!