herumalbern
وقت تلف کردن، شوخی کردن، مسخره بازی درآوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت بیهدف، شوخطبعانه و اغلب با صدای بلند وقت گذراندن؛ مسخرهبازی کردن، لودگی کردن، یا کارهای بیمعنی انجام دادن.
- Die Kinder alberten im Schulhof herum.بچهها در حیاط مدرسه مشغول مسخرهبازی بودند.
- Hör auf, herumzualbern und mach deine Arbeit!بس کن، اینقدر شوخی نکن و کارت را انجام بده!