albtraumhaft
کابوسوار، مانند کابوس، وحشتناک
Bedeutungen
1
شبیه کابوس؛ بسیار ترسناک، ناخوشایند یا ناراحتکننده.
- Die Nacht war voller albtraumhafter Geräusche.شب پر از صداهای کابوسوار بود.
- Er hatte eine albtraumhafte Erfahrung während des Sturms.او تجربه وحشتناکی در طول طوفان داشت.
- Die Vorstellung, allein zu sein, war für ihn albtraumhaft.تصور تنها بودن برای او کابوسوار بود.
2
به شدت ناخوشایند یا غیرقابل تحمل در موقعیتهای غیرخواب.
- Die Wartezeit im Amt war albtraumhaft lang.زمان انتظار در اداره به طرز وحشتناکی طولانی بود.
- Die Bedingungen auf der Baustelle waren albtraumhaft.شرایط در محل ساخت و ساز وحشتناک بود.
- Sein Verhalten war einfach albtraumhaft.رفتار او به سادگی غیرقابل تحمل بود.