albtraumhaft

Aussprache: /ˈalptraʊ̯mhaft/
Worttrennung: alb·traum·haft
صفت

کابوس‌وار، مانند کابوس، وحشتناک

Bedeutungen

1

شبیه کابوس؛ بسیار ترسناک، ناخوشایند یا ناراحت‌کننده.

  • Die Nacht war voller albtraumhafter Geräusche.شب پر از صداهای کابوس‌وار بود.
  • Er hatte eine albtraumhafte Erfahrung während des Sturms.او تجربه وحشتناکی در طول طوفان داشت.
  • Die Vorstellung, allein zu sein, war für ihn albtraumhaft.تصور تنها بودن برای او کابوس‌وار بود.
2

به شدت ناخوشایند یا غیرقابل تحمل در موقعیت‌های غیرخواب.

  • Die Wartezeit im Amt war albtraumhaft lang.زمان انتظار در اداره به طرز وحشتناکی طولانی بود.
  • Die Bedingungen auf der Baustelle waren albtraumhaft.شرایط در محل ساخت و ساز وحشتناک بود.
  • Sein Verhalten war einfach albtraumhaft.رفتار او به سادگی غیرقابل تحمل بود.