alimentieren

Aussprache: /alimɛnˈtiːʁən/
Wortzerlegung: ali·men·tie·ren
فعل

مخارج کسی را دادن، از نظر مالی تأمین کردن

Beispiele

  • Mein Vater ''alimentiert'' mich während meines Studiums mit 200 Euro monatlich.پدرم در دوران تحصیل، ماهانه با ۲۰۰ یورو هزینه‌های مرا تأمین می‌کند.
  • Aber ein Ergebnis, das die deutschen Krone-Eigentümer davor bewahrt, ihre auch nicht armen österreichischen Partner zu ''alimentieren.اما نتیجه‌ای که مالکان آلمانی کرون را از تأمین مالی شرکای اتریشی خود که آن‌ها هم کم‌بضاعت نیستند، محافظت می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حمایت مالی کردن، به ویژه در زمینه قانونی (مانند نفقه همسر یا فرزند).

  • Er ist verpflichtet, seine Ex-Frau zu alimentieren.او موظف است به همسر سابقش نفقه بدهد.
  • Der Staat alimentiert bedürftige Familien.دولت خانواده‌های نیازمند را تأمین مالی می‌کند.