aliquotieren

Aussprache: /aliˌkvoˈtiːrən/
Worttrennung: ali·quo·tie·ren
فعل

به صورت تناسبی محاسبه کردن، سهم‌بندی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas aliquotieren)

یک نمونه یا مایع را به بخش‌های کوچک‌تر و مساوی تقسیم کردن، معمولاً برای آزمایش، نگهداری یا توزیع.

  • Der Chemiker muss die Probe aliquotieren, bevor er sie analysiert.شیمیدان باید قبل از تجزیه و تحلیل نمونه، آن را به بخش‌های مساوی تقسیم کند.
  • Die Flüssigkeit wurde in kleine Fläschchen aliquotiert.مایع در بطری‌های کوچک سهم‌بندی شد.