aliquotieren
به صورت تناسبی محاسبه کردن، سهمبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas aliquotieren)
یک نمونه یا مایع را به بخشهای کوچکتر و مساوی تقسیم کردن، معمولاً برای آزمایش، نگهداری یا توزیع.
- Der Chemiker muss die Probe aliquotieren, bevor er sie analysiert.شیمیدان باید قبل از تجزیه و تحلیل نمونه، آن را به بخشهای مساوی تقسیم کند.
- Die Flüssigkeit wurde in kleine Fläschchen aliquotiert.مایع در بطریهای کوچک سهمبندی شد.