alle Brücken hinter sich abbrechen
پلهای پشت سر را خراب کردن (قطع کامل ارتباط با گذشته)
Bedeutungen
1
به طور کامل و قطعی هرگونه ارتباط، وابستگی یا امکان بازگشت به گذشته را از بین بردن.
- Nachdem er die Firma verlassen hatte, brach er alle Brücken hinter sich ab.پس از اینکه شرکت را ترک کرد، تمام پلهای پشت سرش را خراب کرد.
- Sie hat alle Brücken hinter sich abgebrochen und ist ins Ausland gezogen.او تمام ارتباطات گذشتهاش را قطع کرد و به خارج از کشور رفت.
- Manchmal muss man alle Brücken hinter sich abbrechen, um neu anfangen zu können.گاهی اوقات برای شروع دوباره، باید تمام پلهای پشت سر را خراب کرد.