alle Brücken hinter sich abbrechen

Aussprache: /ˈalə ˈbʁʏkn̩ ˈhɪntɐ zɪç ˈapˌbʁɛçn̩/
Worttrennung: al·le ·Brü·cken· hin·ter ·sich ab·bre·chen
اصطلاح

پل‌های پشت سر را خراب کردن (قطع کامل ارتباط با گذشته)

Bedeutungen

1

به طور کامل و قطعی هرگونه ارتباط، وابستگی یا امکان بازگشت به گذشته را از بین بردن.

  • Nachdem er die Firma verlassen hatte, brach er alle Brücken hinter sich ab.پس از اینکه شرکت را ترک کرد، تمام پل‌های پشت سرش را خراب کرد.
  • Sie hat alle Brücken hinter sich abgebrochen und ist ins Ausland gezogen.او تمام ارتباطات گذشته‌اش را قطع کرد و به خارج از کشور رفت.
  • Manchmal muss man alle Brücken hinter sich abbrechen, um neu anfangen zu können.گاهی اوقات برای شروع دوباره، باید تمام پل‌های پشت سر را خراب کرد.