alleinig
تنها، منحصر به فرد، یگانه
Beispiele
- Da liegt er in seinem Dachstübchen, durch dessen Ritzen der Wind pfeift, ohne Geld für einen Arzt oder eine Medizin und mit einem Latein- und einem Kirchengeschichtsbuch als ''alleiniger'' Unterhaltung.او در اتاقک زیر شیروانی خود دراز کشیده است، جایی که باد از شکافهای آن میوزد، بدون پول برای پزشک یا دارو و تنها سرگرمیاش یک کتاب لاتین و یک کتاب تاریخ کلیسا است.