alleinliessen

Aussprache: /aˈlaɪ̯nliːsn̩/
Worttrennung: al·lein·lies·sen
Wort

تنها گذاشتن (گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرد یا چیزی را بدون مراقبت یا همراهی رها کردن. (این فرم، Präteritum فعل alleinlassen است، املای قدیمی)

  • Sie alleinliessen ihre Sachen im Hotelzimmer.آنها وسایلشان را در اتاق هتل تنها گذاشتند.
  • Die Eltern alleinliessen die Kinder für kurze Zeit.والدین برای مدت کوتاهی بچه‌ها را تنها گذاشتند.