allerfrühestens

Aussprache: /ˈalɐˌfryːəstəns/
Worttrennung: al·ler·frü·hes·tens
قید

حداکثر زودترین زمان ممکن

Bedeutungen

1

در زودترین زمان ممکن، نه زودتر از این.

  • Ich kann allerfrühestens morgen früh anfangen.من حداکثر زودترین زمان ممکن فردا صبح می‌توانم شروع کنم.
  • Die Lieferung wird allerfrühestens am Freitag eintreffen.ارسال کالا حداکثر زودترین زمان ممکن جمعه خواهد رسید.
  • Wir können allerfrühestens um 10 Uhr dort sein.ما حداکثر زودترین زمان ممکن ساعت ۱۰ می‌توانیم آنجا باشیم.