صفت
عمومی، کلی، همگانی
جملات نمونه برای allgemein:
In Deutschland wird ''allgemein'' rechts gefahren.
در آلمان بهطور کلی از سمت راست رانندگی میشود.
Wir haben uns ''allgemein'' dazu entschlossen, der Veranstaltung fernzubleiben.
ما بهطور جمعی تصمیم گرفتیم در این مراسم شرکت نکنیم.
„''Allgemein'' gilt: Blasen nicht öffnen.“
«بهطور کلی این قانون وجود دارد: تاولها را باز نکنید.»