allmächtig

Aussprache: /alˈmɛçtɪç/
Worttrennung: all·mäch·tig
صفت

قادر مطلق، همه‌توان، همه‌کاره

Bedeutungen

1

دارای قدرت بی‌نهایت و مطلق؛ قادر بر انجام هر کاری.

  • Der Glaube an einen allmächtigen Gott ist für viele Menschen zentral.ایمان به خدای قادر مطلق برای بسیاری از مردم مرکزی است.
  • Der Diktator glaubte sich allmächtig und unantastbar.دیکتاتور خود را همه‌توان و مصون از تعرض می‌دانست.
  • In der Fantasie kann man sich allmächtig fühlen.در تخیل می‌توان احساس قدرت مطلق داشت.