allokieren
اختصاص دادن، تخصیص دادن
Beispiele
- Beim Datentyp String wird beim Anfügen eines Wortes für den ganzen Text neuer Speicher ''allokiert.در نوع دادهای رشته (String)، هنگام الحاق یک کلمه، حافظه جدیدی برای کل متن اختصاص داده میشود.
- Der Prozess kann auch Storage für Disk Volumes für die Server-Instanz ''allokieren''.این فرآیند همچنین میتواند فضای ذخیرهسازی برای درایوهای دیسک جهت نمونه سرور اختصاص دهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
منابع، بودجه یا وظایف را به اهداف یا افراد خاصی اختصاص دادن.
- Die Regierung allokiert Gelder für Bildungsprojekte.دولت بودجه را برای پروژههای آموزشی تخصیص میدهد.
- Wir müssen die verfügbaren Ressourcen sorgfältig allokieren.ما باید منابع موجود را با دقت تخصیص دهیم.