alltäglich

Aussprache: /ˈalˌtɛːklɪç/
Worttrennung: all·täg·lich
صفت

روزمره، عادی، معمولی، پیش پا افتاده

Bedeutungen

1

چیزی که هر روز اتفاق می‌افتد یا به طور معمول بخشی از زندگی روزمره است؛ غیرخاص و عادی.

  • Das Frühstück ist für die meisten Menschen eine alltägliche Mahlzeit.صبحانه برای اکثر مردم یک وعده غذایی روزمره است.
  • Er fand die Situation nicht mehr alltäglich, sondern beunruhigend.او دیگر موقعیت را عادی نمی‌دانست، بلکه نگران‌کننده می‌دانست.
  • Solche kleinen Probleme sind im Alltag alltäglich.چنین مشکلات کوچکی در زندگی روزمره عادی هستند.