altarartig
شبیه محراب، محرابمانند
Beispiele
- Sie standen im Kreis um ein ''altarartiges'' Objekt, über das eine dunkle, ledrige Decke geworfen war.آنها در دایرهای دور یک شیء محرابمانند ایستاده بودند که پارچهای تیره و چرمی رویش انداخته شده بود.
شبیه محراب، محرابمانند