der alter Fahrensmann
ملوان باتجربه، کارکشته، پیشکسوت
Bedeutungen
1
اصطلاحی که به فردی با تجربه طولانی و عمیق دریانوردی یا کار با کشتی اطلاق میشود؛ به طور مجازی برای فردی باتجربه در هر زمینهای نیز به کار میرود.
- Der Kapitän war ein alter Fahrensmann, der jede Wetterlage kannte.کاپیتان یک ملوان کارکشته بود که هر شرایط آب و هوایی را میشناخت.
- Mit seiner Erfahrung als alter Fahrensmann löste er auch schwierige technische Probleme.او با تجربه خود به عنوان یک ملوان کارکشته، مشکلات فنی دشوار را نیز حل میکرد.
- Sie vertrauten ihm, denn er war ein alter Fahrensmann und wusste, was zu tun war.آنها به او اعتماد کردند، زیرا او یک ملوان باتجربه بود و میدانست چه کاری باید انجام شود.