Deklinierte Form
رو به پیری، در حال پیر شدن
معانی و تعاریف alternden:
- فرآیند طبیعی و تدریجی پیر شدن و از دست دادن جوانی و شادابی، اغلب با بار معنایی ادبی یا فلسفی در مورد گذر زمان.
جملات نمونه برای alternden:
Die alternden Schönheiten der Stadt erzählten Geschichten aus vergangenen Zeiten.
زیباییهای سالخورده شهر، داستانهایی از دوران گذشته را بازگو میکردند.
Er beobachtete die alternden Gesichter seiner Freunde mit einer Mischung aus Melancholie und Akzeptanz.
او با ترکیبی از اندوه و پذیرش، چهرههای در حال پیر شدن دوستانش را تماشا میکرد.