altertümeln

Aussprache: /ˈaltɐˌtyːml̩n/
Wortzerlegung: al·ter·tü·meln
فعل

به سبک دوران باستان عمل کردن، کهنه گرایی کردن

Beispiele

  • Später finden wir heraus, dass Heine nicht nur Farben und Töne spielen lässt, nicht nur ''altertümelt,'' Stil hebt, sondern auch verkürzt, härter, männlicher macht.بعداً متوجه می‌شویم که هاینه نه تنها رنگ‌ها و صداها را به کار می‌گیرد، نه تنها سبک قدیمی را تقلید می‌کند، بلکه کوتاه می‌کند، سخت‌تر و مردانه‌تر می‌سازد.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

به شیوه قدیمی رفتار کردن، کهنه پرستی کردن، خود را قدیمی نشان دادن

  • Er altertümelt gerne mit seiner Kleidung.او دوست دارد با لباس‌هایش کهنه پرستی کند.
  • Sie altertümelt in ihrer Ausdrucksweise.او در شیوه بیانش خود را قدیمی نشان می‌دهد.