altertümlich

Aussprache: /ˈaltɐˌtʏmlɪç/
Worttrennung: al·ter·tüm·lich
صفت

باستانی، کهن، قدیمی

Bedeutungen

1

مربوط به دوران گذشته، بسیار قدیمی یا متعلق به یک دوره تاریخی دور.

  • Das Museum zeigt viele altertümliche Artefakte.این موزه بسیاری از آثار باستانی را به نمایش می‌گذارد.
  • Die Architektur des Gebäudes ist sehr altertümlich.معماری این ساختمان بسیار کهن است.
  • Wir haben in einem altertümlichen Dorf übernachtet.ما در یک روستای قدیمی شب را سپری کردیم.