altertümlich
باستانی، کهن، قدیمی
Bedeutungen
1
مربوط به دوران گذشته، بسیار قدیمی یا متعلق به یک دوره تاریخی دور.
- Das Museum zeigt viele altertümliche Artefakte.این موزه بسیاری از آثار باستانی را به نمایش میگذارد.
- Die Architektur des Gebäudes ist sehr altertümlich.معماری این ساختمان بسیار کهن است.
- Wir haben in einem altertümlichen Dorf übernachtet.ما در یک روستای قدیمی شب را سپری کردیم.