althergebracht

Aussprache: /ˈaltˌheːɐ̯ɡəˌbraxt/
Worttrennung: alt·her·ge·bracht
صفت

سنتی، قدیمی، مرسوم

Bedeutungen

1

چیزی که از گذشته به ارث رسیده، طبق سنت و رسم قدیمی عمل می‌شود و معمول و مرسوم است.

  • Das ist eine althergebrachte Methode, die wir schon immer angewendet haben.این یک روش سنتی است که ما همیشه از آن استفاده کرده‌ایم.
  • Die Familie hält an ihren althergebrachten Traditionen fest.این خانواده به سنت‌های قدیمی خود پایبند است.
  • Solche althergebrachten Ansichten sind heute kaum noch verbreitet.چنین دیدگاه‌های مرسوم قدیمی امروزه به سختی رواج دارند.