فعل
پیر نشان دادن، مسنتر جلوه دادن
معانی و تعاریف altmachen:
- کهنه کردن، قدیمی کردن، از رده خارج کردن (چیزی را، به ویژه در مورد فناوری یا مد)
جملات نمونه برای altmachen:
„»Sie müssen die Frisur ändern«, sagte sie zu Frau Bauch. »Dieses auftoupierte Madamige ''macht alt''.«“
«»شما باید مدل مویتان را عوض کنید«، به خانم باو گفت. »این مدل موی پرپشت پیرتان میکند.«»
Die neue Technologie wird die alte schnell altmachen und ersetzen.
فناوری جدید به سرعت فناوری قدیمی را از رده خارج کرده و جایگزین خواهد کرد.
Man sollte seine Kleidung nicht zu schnell altmachen, indem man sie falsch wäscht.
نباید لباسهای خود را با شستشوی نادرست خیلی سریع کهنه کرد.