altmachen
پیر/مسنتر نشان دادن؛ قدیمی و از رده خارج کردن
Beispiele
- Dieses auftoupierte Madamige macht alt.این مدل موی پرپشت پیرتان میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را مسنتر یا پیرتر جلوه دادن (مدل مو، لباس، آرایش).
- Diese Frisur macht dich optisch alt.این مدل مو تو را ظاهراً پیر نشان میدهد.
- Dunkle Kleidung kann einen manchmal altmachen.لباس تیرهرنگ گاهی انسان را مسنتر جلوه میدهد.
2
Akkusativ
کهنه کردن، قدیمی کردن یا از رده خارج کردن (فناوری/محصول).
- Die neue Technologie wird die alte schnell altmachen und ersetzen.فناوری جدید به سرعت فناوری قدیمی را از رده خارج خواهد کرد.
- Rascher Fortschritt macht altes Wissen schnell alt.پیشرفت سریع، دانش قدیمی را زود کهنه میسازد.