altmachen

Aussprache: /ˈaltˌmaxən/
Wortzerlegung: alt·ma·chen
فعل

پیر/مسن‌تر نشان دادن؛ قدیمی و از رده خارج کردن

Beispiele

  • Dieses auftoupierte Madamige macht alt.این مدل موی پرپشت پیرتان می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را مسن‌تر یا پیرتر جلوه دادن (مدل مو، لباس، آرایش).

  • Diese Frisur macht dich optisch alt.این مدل مو تو را ظاهراً پیر نشان می‌دهد.
  • Dunkle Kleidung kann einen manchmal altmachen.لباس تیره‌رنگ گاهی انسان را مسن‌تر جلوه می‌دهد.
2 Akkusativ

کهنه کردن، قدیمی کردن یا از رده خارج کردن (فناوری/محصول).

  • Die neue Technologie wird die alte schnell altmachen und ersetzen.فناوری جدید به سرعت فناوری قدیمی را از رده خارج خواهد کرد.
  • Rascher Fortschritt macht altes Wissen schnell alt.پیشرفت سریع، دانش قدیمی را زود کهنه می‌سازد.