altphilologisch

Aussprache: /altfiloˈloːɡɪʃ/
Worttrennung: alt·phi·lo·lo·gisch
صفت

کلاسیک‌شناختی، مربوط به زبان‌شناسی کلاسیک

Bedeutungen

1

مربوط به مطالعات زبان‌شناسی و ادبیات کلاسیک، به ویژه زبان‌های یونانی و لاتین باستان.

  • Sie hat sich auf altphilologische Studien spezialisiert.او در مطالعات کلاسیک‌شناسی تخصص دارد.
  • Das Seminar bietet Einblicke in die altphilologische Forschung.این سمینار بینش‌هایی در مورد تحقیقات کلاسیک‌شناسی ارائه می‌دهد.
  • Seine Dissertation war eine altphilologische Analyse antiker Texte.رساله دکترای او تحلیلی کلاسیک‌شناختی از متون باستانی بود.