altphilologisch
کلاسیکشناختی، مربوط به زبانشناسی کلاسیک
Bedeutungen
1
مربوط به مطالعات زبانشناسی و ادبیات کلاسیک، به ویژه زبانهای یونانی و لاتین باستان.
- Sie hat sich auf altphilologische Studien spezialisiert.او در مطالعات کلاسیکشناسی تخصص دارد.
- Das Seminar bietet Einblicke in die altphilologische Forschung.این سمینار بینشهایی در مورد تحقیقات کلاسیکشناسی ارائه میدهد.
- Seine Dissertation war eine altphilologische Analyse antiker Texte.رساله دکترای او تحلیلی کلاسیکشناختی از متون باستانی بود.