altweiß

Aussprache: /ˈaltvaɪ̯s/
Worttrennung: alt·weiß
صفت

سفید مایل به کرم، سفید کهنه

Bedeutungen

1

رنگ سفید که به مرور زمان یا به دلیل کهنگی، کمی به سمت زردی یا کرم متمایل شده است؛ رنگ عاجی یا سفید عتیقه.

  • Die alte Kommode war in einem schönen Altweiß gestrichen.کمد قدیمی به رنگ سفید مایل به کرم زیبایی رنگ شده بود.
  • Sie bevorzugt Kleidung in Altweiß statt reinem Weiß.او لباس‌هایی به رنگ سفید کهنه را به سفید خالص ترجیح می‌دهد.
  • Die Wände des historischen Gebäudes hatten einen altweißen Anstrich.دیوارهای ساختمان تاریخی رنگی سفید مایل به کرم داشتند.