amüsiert

Aussprache: /amyˈziːɐ̯t/
Worttrennung: amü·siert
صفت

سرگرم، خندان، خوشحال

Bedeutungen

1

احساس لذت، سرگرمی یا خنده ناشی از دیدن یا شنیدن چیزی که جالب، خنده‌دار یا سرگرم‌کننده است.

  • Er sah die Kinder mit amüsiertem Blick beim Spielen zu.او با نگاهی سرگرم به بچه‌ها که در حال بازی بودند، تماشا کرد.
  • Die Zuschauer waren amüsiert über die lustigen Witze des Komikers.تماشاگران از شوخی‌های خنده‌دار کمدین سرگرم شده بودند.
  • Sie war leicht amüsiert über seine unbeholfene Art, die Blumen zu überreichen.او از روش دست‌وپاگیر او برای تقدیم گل کمی سرگرم شده بود.