amateurhaft
آماتور، غیرحرفهای، مبتدیانه
Bedeutungen
1
انجام شده توسط یک آماتور؛ فاقد مهارت، کیفیت یا دقت حرفهای.
- Die Qualität der Aufnahme war leider amateurhaft.متأسفانه کیفیت ضبط آماتورانه بود.
- Sein Versuch, das Auto zu reparieren, wirkte sehr amateurhaft.تلاش او برای تعمیر ماشین بسیار غیرحرفهای به نظر میرسید.
- Wir wollen keine amateurhaften Ergebnisse, sondern professionelle Arbeit.ما نتایج آماتورانه نمیخواهیم، بلکه کار حرفهای میخواهیم.