amtsmüde

Aussprache: /ˈamt͡sˌmyːdə/
Worttrennung: amts·mü·de
صفت

خسته از مقام و مسئولیت، دلزده از پست و سمت

Bedeutungen

1

احساس خستگی، دلزدگی یا بی‌علاقگی نسبت به وظایف و مسئولیت‌های شغلی یا مقام رسمی.

  • Nach vielen Jahren im Amt fühlte sich der Bürgermeister zunehmend amtsmüde.شهردار پس از سال‌ها در مقام خود، به طور فزاینده‌ای از سمت خود دلزده شده بود.
  • Die ständige Kritik machte ihn amtsmüde.انتقادات مداوم او را از مقامش خسته کرده بود.
  • Er war amtmüde und überlegte, zurückzutreten.او از مقامش خسته شده بود و به استعفا فکر می‌کرد.