anämisch
کمخون، رنگپریده، آنمیک
Bedeutungen
1
مربوط به کمخونی (anemia)، که با کاهش گلبولهای قرمز یا هموگلوبین مشخص میشود و اغلب باعث رنگپریدگی و ضعف میشود.
- Der Arzt diagnostizierte eine leichte anämische Verfassung.پزشک وضعیتی کمخونی خفیف را تشخیص داد.
- Sie sah blass und anämisch aus nach der Krankheit.او پس از بیماری رنگپریده و کمخون به نظر میرسید.
- Eine anämische Person sollte eisenreiche Nahrung zu sich nehmen.فرد کمخون باید غذای سرشار از آهن مصرف کند.