صفت
کالبدشناختی، آناتومیک
جملات نمونه برای anatomisch:
Der ''anatomische'' Name des Gefäßes ist „Arteria subclavia“.
نام کالبدشناختی این رگ خونی «سرخرگ زیرترقوهای» است.
Eine ''anatomische'' Pinzette ist eine Pinzette, deren Haltebacken durch Querrillen gekennzeichnet ist.
پنس آناتومیک پنسری است که فکهای نگهدارنده آن با شیارهای عرضی مشخص شده است.