anbefahlen
دستور دادن، توصیه کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
ارائه توصیهای قوی و با اعتبار، اغلب از سوی یک مرجع یا فردی با دانش تخصصی، به طوری که انتظار پذیرش آن میرود.
- Der Arzt hat mir dringend geraten, diese Kur zu machen.پزشک قویاً به من توصیه کرد که این دوره درمانی را انجام دهم.
- Die Kommission empfahl dem Parlament, die vorgeschlagenen Maßnahmen zu verabschieden.کمیسیون به پارلمان توصیه کرد که اقدامات پیشنهادی را تصویب کند.
2
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
سپردن وظیفه یا مسئولیتی به کسی با تأکید بر اهمیت و ضرورت انجام آن، واگذار کردن با مسئولیت.
- Der General befahl seinen Offizieren, die Stellung um jeden Preis zu halten.ژنرال به افسرانش دستور داد که موقعیت را به هر قیمتی حفظ کنند.
- Die Eltern haben ihrem Sohn die Verantwortung für das jüngere Geschwister anvertraut.والدین مسئولیت خواهر یا برادر کوچکتر را به پسرشان سپردند.