anbeissen
گاز زدن، لقمه گرفتن؛ (ماهی) نوک زدن به طعمه؛ (مجازی) علاقه نشان دادن، فریب خوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را گاز گرفتن یا شروع به خوردن آن کردن
- Der Fisch hat angebissen und wurde gefangen.ماهی طعمه را گرفت و صید شد.
- Sie hat nur kurz in den Apfel angebissen.او فقط کمی سیب را گاز گرفت.
2
ohne Akkusativ
به یک پیشنهاد یا فریب واکنش نشان دادن و آن را پذیرفتن (مجازی)
- Er hat bei dem Betrugsversuch nicht angebissen.او در تلاش برای کلاهبرداری فریب نخورد.
- Die Kunden haben bei dem Sonderangebot sofort angebissen.مشتریان بلافاصله پیشنهاد ویژه را پذیرفتند (فریب خوردند/علاقهمند شدند).