anbeten
پرستیدن، ستایش کردن، عبادت کردن
Beispiele
- Papst Johannes Paul II. bekräftigte diese Aussage, als er 1989 in seiner Nahost-Friedensbotschaft die Muslime ‚im Namen desselben Gottes, den wir ''anbeten'' und dem zu dienen wir uns bemühen‘ um Unterstützung bat.پاپ ژان پل دوم این گفته را تأیید کرد، زمانی که در سال ۱۹۸۹ در پیام صلح خاورمیانهای خود از مسلمانان «به نام همان خدایی که ما ''میپرستیم'' و برای خدمت به او تلاش میکنیم» درخواست حمایت کرد.
- Als Teenager ''hat'' sie jeden Monat ein anderes Mitglied einer Boygroup ''angebetet.در دوران نوجوانی، او هر ماه یک عضو متفاوت از یک گروه پسرانه را ''میپرستید''.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرستش کردن، عبادت کردن (مذهبی)
- Die Gläubigen beten Gott an.مؤمنان خدا را پرستش میکنند.
- Sie beten ihre Götter an.آنها خدایان خود را پرستش میکنند.
2
Akkusativ
ستایش کردن، بسیار تحسین کردن (مجازی)
- Er betet seine Frau an.او همسرش را میپرستد/بسیار دوست دارد.
- Viele Fans beten ihren Idol an.بسیاری از طرفداران بت خود را میپرستند.