anbiedern
خودشیرینی کردن، پاچهخواری کردن
Beispiele
- Er ''hat sich'' uns auf unangenehme Weise ''angebiedert.او به شکلی ناخوشایند خودش را برای ما لوس کرد (پاچهخواری کرد).
Bedeutungen
1
sich (reflexiv) bei jemandem (Dativ)
با چاپلوسی یا رفتار بیش از حد دوستانه، خود را به کسی نزدیک کردن یا محبوب کردن (اغلب با نیت منفی).
- Er versucht, sich beim Chef anzubiedern.او سعی میکند خودش را پیش رئیس شیرین کند.
- Sie hat sich bei allen Kollegen angebiedert, um befördert zu werden.او برای ترفیع گرفتن، خودش را به همه همکاران نزدیک کرد.