anbiedern

Aussprache: /ˈanˌbiːdɐn/
Wortzerlegung: an·bie·dern
فعل

خودشیرینی کردن، پاچه‌خواری کردن

Beispiele

  • Er ''hat sich'' uns auf unangenehme Weise ''angebiedert.او به شکلی ناخوشایند خودش را برای ما لوس کرد (پاچه‌خواری کرد).

Bedeutungen

1 sich (reflexiv) bei jemandem (Dativ)

با چاپلوسی یا رفتار بیش از حد دوستانه، خود را به کسی نزدیک کردن یا محبوب کردن (اغلب با نیت منفی).

  • Er versucht, sich beim Chef anzubiedern.او سعی می‌کند خودش را پیش رئیس شیرین کند.
  • Sie hat sich bei allen Kollegen angebiedert, um befördert zu werden.او برای ترفیع گرفتن، خودش را به همه همکاران نزدیک کرد.